تبليغاتX
یک عاشقانه ی آرام





















یک عاشقانه ی آرام

دل نوشته های من برای پری عزیزم

منو نسپار به خودم
بي تو بي بال و پرم
تو كنارمي هميشه
من ولي بي‌خبرم

منو نسپار به شب تار
اي طلوع مه جبينم
پرده‌ي نگامو بردار
كه مي‌خوام تو رو ببينم

باورم كن كه وجودم
به وجودت گره خورده
همه‌ي دشواري‌هام رو
اكسير عشق تو برده

باور كن كه نيازم
شده سجده‌ي نگاهت
دستم رو بگير تو دستات
نگو سنگينه گناهت

كه منم تنهاي تنهام
مثل تو تنهاترينم
تو به خوبيات ببخشم
اگه آلوده‌ترينم

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت20:3توسط من و پری | |

نمی دانم که او دانست حضورش در سکوتم را

نمی دانم که او دانست دلیل گریه هایم را

ولی می دانم که می دانست

از بودنش مستم

وجود ساده اش بوده

که من اینگونه دل بستم

...........

نه ندارم

...........هیچ ستاره ایی

در هفت آسمان ِ زندگیم

........

نه ندارم

.........هیچ سرمایه ی ارزشمندی

که نثار تو کنم...

مرا ببخش

وتحمل کن ...

اما...

با تمام این حرف ها...

من "دوستت دارم"....دوستت دارم

.........

برقرار باشي سبز
گل من تازه بمون
نفسم پيش كش تو
جاي من زنده بمون
باغ دل بي تو خزون
موندني باش مهربون
تو كه از خود مني
من و از خودت بدون

غزل و قافيه بي تو
همه رنگ انتظاره
اين همه شعر و ترانه
همه بي عطر و بهاره
موندني باشي هميشه
لب پائيز رو نبوسي
نشه پر پر شي عزيزم
مهربون گلم نپوسي

برقرار باشي سبز
گل من تازه بمون
نفسم پيش كش تو
جاي من زنده بمون
باغ دل بي تو خزون
موندني باش مهربون
تو كه از خود مني
من و از خودت بدون

غزل و قافيه بي تو
همه رنگ انتظاره
اين همه شعر و ترانه
همه بي عطر و بهاره
موندني باشي هميشه
لب پائيز رو نبوسي
نشه پر پر شي عزيزم
مهربون گلم نپوسي
 
.......................

گل های کوچک گفتند:

هرگز فراموشت نمی کنیم

شقایق ها خواندند:

دررویا تو را بر دوش می کشیم

آسمان گلی به دامانم انداخت وگفت:

قسمت هرچه باشد پیش می آید....

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت4:10توسط من و پری | |

 

عصر ما عصر فریبه عصر اسمهای غریبه

عصر پژمردن گلدون چترهای سیاه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه وعدهاش همه دروغه

اسموناش پر دوده قلب عاشقاش کبوده

کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یک قایق

بزنیم دلو به دریا من تو تنهای تنها

خونهامون پر نرده پشت هر پنجره پرده

قفسها پر پرنده لبهای بدون خنده

چشمها خونه سواله؟ مهربون شدن مهاله

نه برای عشق میلی نه کسی به فکر لیلی

کاش تو قحطی شقایق بشینیم توی یک قایق

بزنیم دلو به دریا من و تو تنهای تنها

اونقدر میریم که ساحل از من و تو بشه غافل

قایق رو با هم میرونیم اونجا تا ابد میمونیم

جایی که نه اسموناش نه صدای مردومونش

نه غمش نه جنبو جوشش نه گلهای گل فروشش

مث اینجا اهنی نیست مث اینجا اهنی نیست

پس ببین یادت بمونه کسی هم این رو ندونه

زنده بودیم اگه فردا وعده ی ما لب دریا

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت10:57توسط من و پری | |

انا یللی بحبک وحدی انا


انا یللی بریدک لی انا


انا یللی بحبک تبقی انا
 


علی وعدی یا وعدی لو وحدی انا
 

الهوی یا حبیبی الهوی اسرار
 


حیری و غیری وشوق و نار
 


بتسال کیف بغار علیک
 


و قلبک علم قلبی یغار
 

الدنی بتحلا و انا ویاک


غیر عمری بلحظة هواک
 


ما کان قلبی بیعرف حب
 


و لا عندو غالی لولاک

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت16:35توسط من و پری | |

فكرهايم را انديشه كن
انديشه هايم را فكر كن
عاشقانه هايم را بوسه اي فرست
اي لحظه ناب هبوط شعري براي تو
در انزواي بهشتي ام.
من دير زماني ست
از تو نوشتن را
اي مقتداي اهل احوال خوب
آفريدگار تبسم
عاشقانه پيشه كرده ام
و شعر ، نه از بوسه
كه از حضور تو آغاز مي شود
هرجاي اين زمانه كه بوده اي
يا هستي
يا خواهي ماند؛
چه بسيار سالها كه من هنوز زاده نبودم و
چه بسيار سالها كه من نخواهم بود.
من شوق دارم از تو شنيدن را
حتي به قيمت نه گفت آسماني ات
من درد مي كشم از تو نبودن را
باشد ازاي حكمت و لطف خداوندگاريت
باور كن از نگاه آينه به خود مي بالم
كه يك عمر از تو مي نالم.
هر جا كه هستي برو!
بودنت را رفتنت مي پندارم ،
نه ! ايمان دارم
من ...
تو ...
فقط توي همين جملات كنار هم ايم
همين كافيست
تا جهاني از باران ، انار
پروانه ، كتاب ، رودخانه ، سيب...
به اتاقم بيايند
و من از كران بي كران اين همه و تنهايي
در سرزمين گريه خدايي كنم.

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت10:33توسط من و پری | |

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت15:45توسط من و پری | |

کجایی؟!

تو اکنون کجایی که من در عالم تنهایی همراه می خواهم.

ای مهربان بی تو دنیا با من چه نا مهربان است.

چقدر دلم می خواست در کنارم بودی و از این سکوت لذت می بردیم.

و اجازه می دادی دنیایم پر از زیبایی گردد و از گرمی حضورت سرشار شود.

تو کجایی که نگاهم در هر سو حضور تو را می جوید.

بیا و نگذار ناامیدی برگردد.

بگو که با من چنین نامردانه رفتار نخواهی کرد.

بگو که خواهی گذشت نگاه پاک و مهربانت جام جهان نمای من باشد.

با من از مهربانی سخن بگو،

از این که همراز من و یار و پناه خواهی ماند.

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت20:24توسط من و پری | |

من از طرح زیبای هر خاطره

سلامی غزل گونه خواهم نوشت

که باور کنی گر چه دور از توآم

فراموش هرگز نکردم تو را

در این رخوت بی مجال زمان

که احساس پژمرده همچون خزان

به یاد تو مانده ام آشنا

که شاید که من یاد باشم تو را...

 ..............................پری

به که پیغام دهم؟

به شباهنگ که شب مانده به راه

یا به انبوه کلاغان سیاه؟

به که پیغام دهم؟

به پرستو که سفر میکند از سردی فصل

یا به مرغان نکوچیده به مرداب نگاه

به که پیغام دهم؟

دست من دست تو را می طلبد

چشم من روی تو را میجوید

لب من نام تو را میخواند

-بی تو از خویش گریزانم من-

دل من باز تو را میخواهد

به که پیغام دهم؟

..................

امشب دوباره عطر تو را بو کردم

خاطراتت دوباره زنده شد

و به یادت اشک ریختم

چقدر جایت کنارم خالی شد

و من

در حسرت نگاه معصومانه ات ماندم

امشب دوباره عطر تو را بو کردم

یادم آمد که با من بودی

دوباره با غم خو کردم

کاش می امدی

ومن

از شوق به آسمان می رفتم

باران میشدم

قطره ای

روی رخت میگشتم

عطر تو در فضا می پیچید

و من...همیشه عطر تو را بو میکردم

می نوازم یادت را...

رد پای تو هنوز مانده بر روی غروب لحظات

+نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت11:15توسط من و پری | |

o3sho0nl7twty9hfgn5.jpg

فصلِ شكوفه كردنه، روز تولد تو

 

عاشقِ خوبي شدنه، روز تولد تو

 

سبد سبد گل مي يارن، فرشته هاي مهربون

 

ستاره ها خط مي خورن، از تو شباي كهكشون

 

وقتي كه چشماي سيات، يه آسمونِ روشنه

 

خورشيد خجالت مي كشه، ماه برات دف مي زنه

  

تا همه عالم بدونن تك به تك

 

مي نويسم روي پرِ شاپرك

 

براي تو از تهِ دل مي خونم

 

مهـــربونم، تولـدت مبـارك

 

 عشقمو هديه مي كنم، به پايِ خوبي هايِ تو

 

دلم مي خواس كه از بهشت، گل بيارم برايِ تو

 

شمع ها رو روشن مي كنم، شهرو چراغون مي كنم

 

اسمتو فرياد مي زنم، هلهله بارون مي كنم

 

تا همه عالم بدونن تك به تك

 

فوت مي كنم تو پيرهنِ قاصدك

 

براي تو از تهِ دل مي خونم

 

مهـــربونم، تولـدت مبـارك

 

  حالا نوبت کیکههههه کیک چی دوست میداری ؟؟؟؟(یادت نره ها من کیک میخوام  )

دلم میخواست شیرین ترین کیک رو برات بگیرم ..که شیرینی این روز هیچ وقت از یادت نره.....

تا حالا کیک به این خومشزگی خورده بودی

 

 

باور كن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز كنارمي گذارم، امروز     

اما همه  جملات فرار كرده اند....

      گل زيباي زندگيم ُ اميدوارم شمع عمرت هزاران سال فروزان باشد

            سالروز تولدت ،

                                       تولد همه خوبيهاست ،

                                                                           دوستت دارم ،

  تولدت مبارك عزیزم

 

tn4r2p1ceuglyobuhp7c.jpg

هر چي كه مربوط به گذشته هاست ،
تلخ و شيرين - زشت و زيبا - درست و نادرست
همه و همه رو با هم ميذاریم داخل اين بادكنكهاي رنگي زيبا
سرشون رو يه گره كور محكم ميزنم و مي سپارمشون به دست باد
رهـاي رهــــا ... از نقطه صفر
فصل جديدي از زندگي رو آغاز ميكنیم

 

gm2lo2xnoioie4now3ih.gif

 پری عزیز

یک لحظه بودنِ کنار تو

برابر است با

تمام عمر به یاد تو بودن .

و شگفت؛

عمری ست این لحظه را انتظار می کشم ....

06rqpurx2huxxdey4s.jpg

پری توروخدا

بگو کجایی؟

دارم دیونه میشم؟

نمی ذاری صداتو بشنوم

نه میای اینجا

بخدا از دوریت دارم دق می کنم

من دیگه بدون تو نمی تونم زندگی کنم

دارم خفه میشم

می خوام برای همیشه بیام پیش تو

توروخدا

جوابمو بده منتظرتم....

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت11:15توسط من و پری | |

" یاد تو "  

  شاید این بار نامه ای

  پر از باران

  برایت بنویسم

 وقتی به هوای دیدنت

  قلب ابر ها هم تند تند می تپد

  یاد تو

 مثل چیزی شبیه یک قطره باران

 بر لبهای خشک و ترک خورده ام

 لیز می خورد  

 

“من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند،

 و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛

 اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند،

 هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.”

 

 

+نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت14:18توسط من و پری | |